یادداشت سید علیرضا بدری هنرمند و پیشکسوت تئاتر اصفهان بر نمایش مسافر شب

نمایش مسافر شب به نویسندگی و کارگردانی عبدالکریم عنایت این نمایش در آموزشگاه هنرهای نمایشی پژوهش به اجرا درآمد و با استقبال خوب هنرمندان تئاتر شاهین شهر و اصفهان قرار گرفت . 

به گزارش تئاتر اصفهان، سید علیرضا بدری هنرمند و پیشکسوت تئاتر اصفهان، یکی از نقش خوانان نمایش مسافر شب به نویسندگی و کارگردانی عبدالکریم عنایت است. این نمایش در آموزشگاه هنرهای نمایشی پژوهش به اجرا درآمد و با استقبال خوب هنرمندان تئاتر شاهین شهر و اصفهان قرار گرفت.   علیرضا بدری در رابطه با نمایش مسافر شب می‌گوید: نمایش مسافر شب دارای مضمونی سمبلیک است که به تقابل سنت و مدرنیته اشاره دارد و سعی می کند قضاوت در این باره را به تماشاگر بسپارد تا در فرآیند آن و رهیابی ذهن تماشاگر به حقایق و واقعیت هائی دست یابد که بایستی مورد ارزیابی قرار گیرد. قهوه خانه ای متروک و دور افتاده در جاده ای پرت توسط یک پیرمرد و یک جوان اداره می شود، امکانات خوبی ندارد ، هر از چندگاهی یک یا چند مسافر، شب را در آنجا اطراق می کنند و آن دو برای گذران زندگی با سختی هائی مواجه اند ، جوان دائماً با پیرمرد بگومگو دارد و از بودن در این قهوه خانه اظهار ناراحتی می کند پیرمرد اما سعی دارد او را آرام کند و به او امید فردای بهتر میدهد . در یک نیمه شب مسافری از راه می رسد و با کوبیدن در قصد ورود به قهوه خانه را دارد اما به دلیل نا امنی و تاریکی شب و دور بودن از آبادی و خلوتی جاده حضور او برای آنان مشکوک است. مسافر ضمن معرفی خود با شگردهای گوناگون آن محل را بسیار قدیمی و نمناک و بوگندو و متروک بیان می کند و از آنان می خواهد قهوه خانه را رها کرده و با او به شهر بروند و با کارهای ظاهراً خوب مانند مستخدمی و باغبانی و ... با امتیازات و تفریحات ناسالم آنان را تشویق می نماید. که در مورد جوان این حیله کارگر می افتد و جوان با نزدیک شدن به مسافر از پیرمرد فاصله می گیرد، پیرمرد هر چه تلاش می کند که با بر شمردن امتیازاتی همچون عشق – ایمان – وطن پرستی – صفا و صمیمیت و میراث آبا و اجدادی و امید به آینده بهتر ، جوان را از رفتن منصرف کند موفق نمی شود. و این کار منجر به جنجال و درگیری می شود پیرمرد که می داند جوان اشتباه می کند می گوید برای رفتن باید از روی نعش او رد شود. جوان هنگام کشمکش پیرمرد را به زمین می اندازد . پیرمرد انتظار چنین بی حرمتی را از جوان نداشت . در حالی که مسافر زیرکانه و ریاکارانه بارها جانب جوان را می گیرد و دائماً او را ترغیب می کند که همراه او بیاید و پس از این ماجرا خداحافظی کرده و در بیرون منتظر جوان می ماند . جوان که از کار خود برای به زمین انداختن پیرمرد ناراحت است سعی می کند ضمن خداحافظی از او دلجوئی کند. ولی پیرمرد دلشکسته و ناامید به افقی دوردست خیره مانده است ، مسافر دائماً جوان را خطاب قرار می دهد که وقت زیادی ندارد و زودتر بیاید . جوان اما مردد در حالی که بقچه مسافرتی اش روی زمین افتاده ، پاسست کرده و در آستانه درب می نشیند . و این پایان نمایش است. علیرضا بدری در رابطه با نویسنده و کارگردان این اثر افزود: آقای عبدالکریم عنایت نویسنده و کارگردان این نمایش که از هنرمندان قدیمی و با سابقه استان اصفهان است در حوزه های دیگر هنری نظیر بازیگری – فیلمنامه نویسی – ترانه سرائی – آهنگسازی و نوازندگی هم فعالیت می کند . او در این نمایش سعی دارد ضمن تأیید اصول زندگی سنتی لزوم ورود تحول و نوگرائی و مدرنیته را در روند جاری زندگی امروز به قضاوت بگذارد وآنرا تبیین کند. حضور بسیار مرموز مسافر این سوال را در ذهن تماشاگر و خواننده ایجاد می‌کند که جایگاه اصول مدرن در همزیستی با سنت آیا منطقی است و اگر هست با حفظ و حذف چه گزینه هایی و به چه قیمتی . باید گفت او در بررسی این چالش فرهنگی تا حدود زیادی موفق بوده و به این موضوع مسئولانه پرداخته. آقای عبدالکریم عنایت از فرهنگیان بازنشسته می باشد که متأسفانه اخیراًکسالت مختصری دارند، با دعای خیر امید است بزودی بهبودی حاصل شود.  علیرضا بدر در آخر تصریح کرد نمایش مسافر شب پس از تمرین چند ماهه آماده شده بود ، که بنا به دلائلی موفق به اجرا نشد . ۴ شب نمایشنامه خوانی با حضور هنرمندان قدیمی استان ، کمترین اقدام برای این متن قابل تأمل است که از تاریخ ۳۱/۰۳/۹۶ تا ۰۳/۰۴/۹۶ در آموزشگاه هنرهای نمایشی پژوهش واقع در شاهین شهر – بلوار نظامی فرعی ۳ غربی شماره ۲۱ توسط جمشید ترکیان – سید علیرضا بدری – جویا پورمشکور با همراهی خانم ها بهاره مهدوی نوازنده سه تار ، مونس کرمی پور و مشارکت صمیمانه استاد رضا کشانی و آقای رادمهر کشانی به نویسندگی و کارگردانی عبدالکریم عنایت به اجرا درآمد.